۱۳۹۱ بهمن ۲۰, جمعه

چقد اسکل بودیم

یادش بخیر چقدر اسکل بودیم!

نیم ساعت دست به سینه می نشستیم تا مبصر اسمم رو جزء خوبها بنویسه!

بعدم معلم می اومد بدون توجه به اسم ها تخته روپاک میکرد!

و چقد اسکل تر بودیم که زنگ بعدی هم دست به سینه می نشستیم!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر