دیشب خونه دخترخالم خوابیدم؛ تو پذیرایی داشتم دنبال پست میگشتم واسه وبلاگ یهو 3صبح خودشو شوهرش رفتن حمام.
صبح اومده به من میگه تا چند بیدار بودی؟ میگم تا 5صبح
میگه منو علی هم هر کار کردیم خوابمون نبُرد از بیکاری رفتیم دوش گرفتیم! من فقط اینجوری بودم :|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر